قهرمان ميرزا عين السلطنه

1383

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مكارى حاجى مصطفى قرمساق چند قاطر هم از يكى خريده قيمت آن را نداده به قم روانه نموده بود . شخص معهود مطالبهء تنخواه كرده نداده است . به سفارت عثمانى عرض كرده مومى اليه را جبرا قهرا همراه برداشته به قم آمده . من هنوز ملاقاتش نكرده‌ام . اما گفتند گفته است صد تومان شما را به حاجى عبد الله نام مكارى داده‌ام كه مال او زيربنه است . او بيايد ثابت مىكنم . عجالة كه صد تومان رفته . شب‌به‌شب شش تومان و هشت تومان اين تيم‌ها قيمت عليق از من دريافت مىكنند . حاجى عبد الله لنگهء حاجى مصطفى [ است ] . هيچ كارى نمىشود كرد تا شيراز . فقط كارى كه كرديم آن صد تومان را از اين قاطرچيها قبض گرفته آنچه هم تا حال داده بودم قبض گرفته به مهر يكى از علماى قم رسانيده تا موقع بشود . عزل حكام - حكام جديد يك كار ديگرى شده كه بيشتر اسباب اوقات‌تلخى است . من اين گمان را نداشتم و تنخواهى فقط از هزار تومان مرحمتى حضرت و الا باقى مانده بود همراه آوردم . حال با اين تفاوت خرج كافى نخواهد بود . دسترس هم نيست مگر اصفهان . تلگراف و عريضه به طهران نموديم . مختصرى از مطالب عريضه شد . حاكم قم اعتضاد الدوله شد . تلگرافى ديروز كرده بود . همه حكام عزل شده‌اند . حكومت اولاد علاء الدوله مازندران را به علاء الدوله دادند . كردستان را به احتشام السلطنه برادرش كه مديركل وزارت خارجه بود ، لرستان و بروجرد را به برادر بزرگ ناظم السلطنه . اين اولاد علاء الدولهء مرحوم تالى اولاد عضد الدوله مىباشند . يك روز بيكار نمىمانند . همه‌وقت داراى كارهاى بزرگ [ هستند ] . مىگفتند به معين الدوله برادر ديگرشان هم حكومتى خواهند داد . تعجب در اين است كه هيچ‌وقت اين برادرها باهم خوب نيستند . عماد الدوله حاكم قزوين ، سالار الدوله حاكم خمسه . گيلان را گفتند به معز الملك دادند . بارى اين عزل و نصبها را موقعى كه طهران بودم شنيدم . پاسنگان يك ساعت و ربع از دسته گذشته حركت كرديم . بازار و كوچه‌ها [ ى ] تنگ قم اسباب